تبلیغات
روزی تو خواهی آمد... - سالی که نکوست ...
   
 
نویسنده : قاصدک
تاریخ : پنجشنبه 24 مرداد 1392
نظرات
به صلاحیتشان کاری ندارم،
درمورد این هم که چه با مملکت خواهند کرد نمی خواهم پیش داوری کنم
ولی یک چیزی را مطمئنم : رسوا شدی جناب موسوی

می بینی؟ 4 سال از آن روزها گذشت . . .

فکرش را می کردی؟

که بعد از 4 سال یاران نزدیکت یکی یکی پشت تریبون مجلس بیایند و از تو بیزاری بجویند!

آن زمانی که به هر مناسبتی دستور شورش میدادی، فکرش را می کردی؟

که امروز اعضای اتاق جنگت برای تصاحب پست و مقام از اسمت هم فرار کنند !

حتی دیگر آنانی که پای بیانیه هایت را امضاء می زدند هم امروز از اعتدال دم می زنند و تو را افراطی می خوانند . . .

میرحسین خان! رسوا شدی . . .

 
 
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد
هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد
خداکند که گزارت فِتد به منظر چشمم
که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد . . .
.
.
.

سلام
اینجا دفتر الکترونیکی و مجازی حقیر است،
حرف ها و درد و دل هایی را که در دنیای حقیقی و هیچ جای دیگر نمیتوان فریاد کرد، اینجا مینگارمشان.
ساده می نویسم، ولی شما ساده نگذر از نوشته هایم ...

اینکه میخوانید و نظر نمیدهید اشکالی ندارد
ولی اینکه نمیخوانید و نظر میدهید عجیب نیست؟!

رها باشید وبنده !
التماس دعا

قاصدک